التماس دعا
سایت " موسسه عطرت فاطمی " که سرپرستی ایتام " سادات " رو به عهده داره البته به کمک و همراهی شما سروران و دوستان بزرگوار پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: کنزالعمّال، ج ۳ / صفحه ۱۶۹، حدیث ۶۰۰۲٫ منبع : سایت " الف "
خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت عرضم رو با یک خاطره که هیچ زمان از ذهنم پاک نمی شه و همیشه دلگرم به وجود چنین انسان هایی در پست های کلیدی و مهم کشور و نظام عزیزم هستم آغاز می کنم . خدا خیر برسونه به جناب جلیلی عزیز ، من سال 89 کربلا بودم ، قسم به خدا که هنوز چیزی که دیدم برام خیلی غیر واقعی ست . بعداز نماز صبح داشتم از حرم برمی گشتم آقای جلیلی رو دیدم ، هرچی گشتم دنبال محافظی ، مراقبی . تنها اومده بود اونم کجا تو دل دشمن . زبان جسارت توصیف این شجاعت رو نداره . بگذریم خبری که همه مردم دیگه تا آلان شنیدن و می دونن . " ثبت اطلاعات بانکی 3 میلیون کارت عابر بانکی در یک وبلاگ توسط مدیر نرم افزار شرکت "فن آوران...اک" اما خوب حالا اطلاعات منتشر شده ، باشه ،یک غفلطی یا سهل انگاری توسط مدیران بانکداری صورت گرفته، دیگه چرا فرافکنی میکنه این مسئول محترم که میان تو اخبار 20:30 میگه " مردم نگران نباشن هیچ اطلاعات مهمی پخش نشده و فقط یکسری شماره و اعداد و...." والله قسم من خیلی بهم بر خورد ، این آقا فکر کرده با گا... داره صحبت میکنه یا همه مثل خودش سرشونو کردن تو برف و هیچی نمی فهمن . "" در هر صورت خودتی آقای مثلا محترم "" اگه هیچ اطلاعات مهمی لو نرفته چرا بانک ها روزی 100 SMS میزنن برای تعویض رمز اول و دوم . بعد یکی پیدا نمیشه این مسئول رو لااقل به خاطر توهین به شعور مردم و دروغ گویی بازخواست کنه . چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا راه حل برای جلوگیری از این خطرات آنهم در سیستم بانکی جایگزین کردن """ ضوابط به جای روابط و خویشاوندگری """ آمین گوی آرزو هایتان هستم . سپاس خداوند عز و جل را به شکرانه پیروزی و سرافرازی امت امام ، سپاس
حق باری تعالی را که غیرت ایرانی و فطرت خداجوی امت را که در خیل عظیم ترویج
نامیدی و سیاه نمایی از این تنگه پر فراز و نشیب به زیبایی هدایت نمود و عبوری
سرافرازانه داد . شُکر ایزدمنان که ایرانی و مسلمانی هستم در همسایگی و همجواری
چنین مردمان نازنین و با شور و شعوری که همواره در پی حق بوده و حماسه سرایانی با
عزت در دنیایی که از ظلم و ستم بیداد می کند . پیروزی بزرگ غیرت و خداجویی امت را
به امام (ره) و رهبر عزیزم و شهدا تبریک و تهنیت عرض کرده و از خداوند قادر و
متعال سربلندی و سرافرازی روزافزون را برای ولایت مداران حق پرست خواستارم .
«اتحبُّ ان یلین قلبک و تدرک حاجتک؟ ارحم الیتیم و امسح رأسه و أطعمه من طعامک یلین قلبک و تدرک حاجتک.»
آیا دوست داری دلت نرم و آرزویت برآورده شود؟ (آنگاه فرمود:) بر یتیم ترحّم کن و دست محبّت بر سر او بکش و از غذای خود به او بخوران تا قلبت نرم و حاجتت روا گردد.
پير مردها و پير زنهايي كه به دنبال اتوبوسهاي واحد در حال حركت مي دويدند و راننده بي انصاف آنها را جا مي گذاشت. ديدن صحنه خيابان طالقاني خالي از اتوبوس و «مردم هميشه در صحنه»اي كه از اتوبوس جامانده بودند و در ظل آفتاب داغ ظهر جمعه دنبال وسيله اي مي گشتند تا به خانه هايشان برگردند، حس غريبي به بيننده مي داد بخصوص آنكه دقايقي قبل، ماشين هاي مسئولان را ديده بوديم كه قيژي از كنارمان رد مي شدند تا آقاي مسئول و احتمالا خانواده محترمشان را به خانه برسانند... خياباني كه ساعتي پيش مملو از حس و شور انقلابي بود و حال و هواي برادري و نزدیکی مردم و مسئولان داشت، ساعت۲ ظهر جمعه، ناگهان سوت و كور و بي حس و حال مي شد و واي به حال پيرمرد و پير زن غريبي كه از اتوبوس نمازجمعه جا مي ماند.
مسئول محترمي كه داخل ماشين با شيشه هاي بالا از كنار ما رد مي شد، قاعدتا از حال آن پيرمرد يا پير زن پياده هيچ خبر نداشت چون نمي دانست ظهر گرم جمعه، جاماندن از اتوبوس يعني چه! براي او كه هميشه خدا ماشين فراهم بوده و خواهد بود، حالت مستاصل پيرمرد و پيرزني غريب در خيابان خالي از اتوبوس طالقاني اصلا مفهوم نبود.
از نظر من نوجوان در آن سالها، اين منظره خيلي زشت بود اما از نظر آن پيرمرد و آن پيرزن، قضيه احتمالا فرق مي كرد. آنها براي رضاي خدا نماز جمعه آمده بودند و در اين مسير، كمي سختي كشيدن در مقابل اجري كه خدا به پايشان مي نوشت، چيزي نبود و همين مساله، جاماندن از اتوبوس را برايشان قابل تحمل مي كرد و چه بسا به همين دليل، اصلا در حال و هوايي نبودند كه به صداي قيژ ماشين مسئولين محترم اهميتي بدهند!
حس غريب ظهر هاي جمعه ساعت۲ خيابان طالقاني پس از ۲۰-۳۰سال اين روزها دوباره به سراغم آمده است. از زمانی که قيمت كالاهاي ضروري به شكل بي سابقه اي جهش كرده و «مردم هميشه در صحنه و غير هميشه در صحنه» حيران مانده اند و عملا خالي شدن سفره شان را تماشا مي كنند اما مسئولان محترم مطلقا عين خيالشان نيست... درست مثل ۳۰سال پيش كه بعد از نماز جمعه قيژي از كنارمان رد مي شدند و نمي دانستند دقايقي بعد پيرزني ظل آفتاب دنبال اتوبوسي مي دود و از اتوبوس جا مي ماند...
تفاوت حس حضور در بازار امروز با حس حضور در خيابان خالي از اتوبوس در ظهرهاي جمعه ۳۰سال پيش اين است كه، برگشتن به خانه براي آن مردم جامانده از اتوبوس، چندان سخت نبود اما براي اين مردم جامانده از معيشت، حس خالي شدن سفره، حس از دست دادن قدرت خرید، حس خجالت از روي زن و بچه، كاملا سخت و خشم آور است. شباهت اين حس، پس از ۳۰سال هم در همين است كه در هر دوحالت، آقايان مسئولان اصلا متوجه نمي شوند كه مردم چه مي كشند!
در طول اين ۲۵-۳۰ سال، درآمد و سطح زندگي مسئولان محترم تا حدي بالا رفته كه اگر قيمتها در بازار ۲۰درصد يا ۲۰۰درصد گران شود، برايشان چندان فرقي نمی کند!
احتمالا به همين دليل هم بود كه سال گذشته به هشدارهاي اقتصاددانان درباره آثار تورمي هدفمندكردن يارانه ها پوزخند مي زدند.
احتمالا به همين دليل هم بود كه نمايندگان دولت در مجلس، هشدارها درباره تورم را بي اهميت مي انگاشتند و مي گفتند مرگ يكبار شيون هم يكبار. آنها كه مي دانستند مسئولان محترم كه در اين ميان قرار نيست بميرند! مردم هم بالاخره يك خاكي به سرشان خواهند ريخت. مانند آن پيرزن جامانده از اتوبوس نمازجمعه كه بالاخره جوري به خانه خواهد رسيد!
و احتمالا به همين دليل هم هست مسئولان محترم و نمايندگان طرفدارشان در مجلس، اصرار دارند فازدوم هدفمندي يارانه ها را هرچه زودتر عملياتي كنند بدون اينكه بررسي كرده باشند فاز اول چه اثري بر سفره و دخل و خرج مردم آورده است.
اكثر مسئولان محترم در بازار نيستند و آنقدر در اينطرف و آنطرف مشغله و آنقدر درآمد دارند كه آه دل كارگران و مستمري بگيران مستضعف را احساس نمی کنند. اگر می کردند، امروز جشن پيروزي گفتماني نمي گرفتند. ظاهرا همين هلهله پيروزيشان است كه نمي گذارد صداي خرد شدن كمر مردم را زير بار تورم شديد موجود بشنوند. همانطور كه قيژ بنز آن مسئول محترم در ظهرهاي جمعه نمي گذاشت تا صداي پيرزني را بشنود كه دنبال اتوبوس مي دويد و مي گفت نگه دار...
آقاي مسئول محترم؛ بگو بنزت را نگه دارند. از بنز پياده شو. داخل بازار و ميان مردم بيا و بشنو كه درباره سياستهاي اقتصادي دولت، چه مي گويند.

